خرید بک لینک
چرا در این مطلب، جزئیات مربوط به «چرا» ارائه شده است. دنیارو دوس ندارم تلخه خیلی تلخه خدایا چرا من حال دلم خوب نیست؟ خدایا واقعا چی میتونه منوخوشحال کنه؟ چرا انقدرعصبیم؟ چرا انقدرمغرورم؟ چرا نمیتونم جواب محبتای ادمارو بدم؟ چرا خودخواهم ؟ چرا هیچ وقت نمیتونم یه جمله محبت امیزبه کسی بگم حتی مامانم؟ چرا غرورم اجازه نمیده عذرخواهیموناراحتیموبه زبون بیارم؟ چرا انقدر ترس دارم توزندگیم؟ چرا همه بهم میگن سردی؟ چرا ته وجودم سردبودنوبیشتردوست دارم؟ چرا هیچ وقت نمیشه باهیچکس حرف زد؟ خدایا چرا من عوض نمیشمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 3:15

۲۲ سالگی آنچه تاکنون درباره «۲۲ سالگی» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم. تصوری که از ۲۲ سالگیم داشتم این نبود قرار نبود چهره دختر ۲۲ ساله ای که به من اطلاق میشه انقدر خموده  وافسرده حال بشه نمیدونستم روحم که ۲۲ ساله بشه ده برابر ۲۲  سال عمرش توخودش فرورفته و مچاله شده نمیدونم این هزارمین باره یا چندهزارمین باریه که به خودم اعتراف میکنم که عمیقا دلم برای این ۳ حرفی خود میسوزه خدا چه فکری میکنه که انقدررر غم میریزه رو دل یه نفر خدا چجوری فک میکنه که من هنوزم طااقت دارم خدا چه فکری کرد که اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 3:15

چشمانم گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «چشمانم». آدم هایی که به راحتی کنارتان گذاشتم مرا ببخشید! تقصیر خودم نبود من همیشه از به عقب برگشتن نفرت داشتم. هرچه که بود و هرچه که شد سرم را بالا گرفتم و راهم را ادامه دادم. هیچ وقت سرم را برنگرداندم. من راه رفتم طول زندگی را راه رفتم و هرچه که شد باز راه رفتم. هیچ وقت به عقب نگاه نکردم فقط ادامه دادم. فقط هرچه که شد هرچه طول زندگی را جلو تر رفتم سرم بالا تر رفت و چشمانم پرترشد. من ادم اشک ریختن نبودم. الان هم نیستم فقط می خواهم بگویم بعد از این همه ساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 3:15

به دیوار ایوان تکیه زده ام و پاهایم را دراز کرده ام. به ایوانمان نگاه میکنم. روبرویم یک دوچرخه زرشکی است با سربند سبز یا حسینی که به فرمانش بسته شده است. پشت دوچرخه لبه باغچه، دخترکی با لباس نارنجی پفکیه تور توری با کلاه نارنجی فرنگی دستانش را از پشت کشیده و مستقیم به چشم هایم زل زده است. با پسرک شلوار جین کرم و تیشرت سفید ۱۴ یا ۱۵ ساله کنار دستی اش شدیدا مشغول کلنجار رفتن هستند. گویا دل دخترک بهانه سوارشدن بر دوچرخه زرشکی پسرک را گرفته است. پسرک تخس و مغرور با شیفتگی به دوچرخه از تمیزی برق افتاده اش نگاه میکند و درجواب اصرار های دخترک مصرانه ابرو بالا می اندازد. در نگاه خیره دختر به دوچرخه ارزویی داد می زند که اگر یه روز آمد که او نبود دوچرخه اش را صاحب می شوم و وسط همین حیاط دستانم رو از دوطرف باز میکنم و چرخ میخورم و چرخ می خورم و قهقهه سر می دهم که بالاخره مالکش شدم. دختر به چشمانم خیره می شود. از خلسه بیرون می آیم. پسرک نیست. گویی رفته ...! منتظرم ببینم دختر تخس روبرویم آرزوی زرشکی به بار نشسته اش را سوار شود و دور دور کند. با همه بچگی و جثه کوچکش دوچرخه را از روی جک برمی دارد و بدون اینکه سوار شود به سمت زیر زمین میبرد. پله های زیر زمین را با دوچرخه پایین می رود. برمیگردد. به عمق چشمانم خیره می شود،تبسم سردی می کند، پشتش را به من می کند و می رود...! پلک می زنم... . روبرویم غیر از یک باغچه بدون گل هیچ چیز نیست. اشکی از چشمم فرو می ریزد...! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 21:00

تصوری که از ۲۲ سالگیم داشتم این نبود قرار نبود چهره دختر ۲۲ ساله ای که به من اطلاق میشه انقدر خموده وافسرده حال بشه نمیدونستم روحم که ۲۲ ساله بشه ده برابر ۲۲ سال عمرش توخودش فرورفته و مچاله شده نمیدونم این هزارمین باره یا چندهزارمین باریه که به خودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:31

آدم هایی که به راحتی کنارتان گذاشتم مرا ببخشید! تقصیر خودم نبود من همیشه از به عقب برگشتن نفرت داشتم. هرچه که بود و هرچه که شد سرم را بالا گرفتم و راهم را ادامه دادم. هیچ وقت سرم را برنگرداندم. من راه رفتم طول زندگی را راه رفتم و هرچه که شد باز راه رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 21:31

دنیارو دوس ندارم تلخه خیلی تلخه خدایا چرا من حال دلم خوب نیست؟ خدایا واقعا چی میتونه منوخوشحال کنه؟ چرا انقدرعصبیم؟ چرا انقدرمغرورم؟ چرا نمیتونم جواب محبتای ادمارو بدم؟ چرا خودخواهم ؟ چرا هیچ وقت نمیتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 20:06

اگه کسی سوالی دررابطه با دانشگاه, فرهنگیان, و انتخاب رشته داره پاسخگو هستم

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:12

احساس تنهایی, میکنم... خدایا کمکم کن!! نمیدونم این حس خطرناکه یا... گفت دعا کن عاقبت, بخیرشیم ازش خندیدم.. خواستم بگم مذهبی بودن عینه پیرمرداکردتت ولی خب ازهمون خندم خوشش نیومد ... خدایا به قول یه آدم خاصی واقعا عاقبت, بخیرمون کن! خدایا من خندیدم ولی تواجابتمون کن!!

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:12

چ غروربیخودی! مگه دنیا چندروزه ک انقدر غروربخاد؟ چراوالیبالم خوب نیست؟ امروزرفتیم سالن نداشتن جلووایسم اعصابم خوردشدهرچی اصرارکردن جلونرفتم دیگه به غرورم برخورددلم واسه زری سوخت چقدرالتماسم کرد ومن چقدر سرسختی نشون دادم. چ اخلاق مزخرفی دارم من!

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 13:52

دلم نمیخاست هیچ وقت چنین حسیوتجربه کنم .فکرشو نمیکردم! خیلی سخته بخام قبول کنم ک این علاقه یه طرفه بوده باشه! ینی واقعا یه طرفه بود؟متاسفم!! امیدوارم چن ساله دیگه حسرتش تودلم نمونه!

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 13:52

خدایا من متاسفم! حالا ک قضیه روشده عمررابطشون اندازه تمام مدتیه ک من نگاهم به اون بود و امیدم به یه حس دوطرفه خدایا چی بگم؟ به زودی عقدشونه ومن باید شرکت کنم . شاید اگه غرورمومیشکستم دربرابرش یا اون مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 13:52

دیگه انگیزه ای واسه ازدواجواین مسائل ندارم. همیشه فک میکردم اخرش باروری تموم میشه ک میادوازعلاقش بهم میگه ولی آخرش امروزعصرتموم شد وقتی خاهرم لابه لای حرفاش با تلفن گفت مبارک باشه به شادی یه لحظه قلبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 13:52

محبوب دلم! دیشب از خودم بدم اومد داشتم فک میکردم اگه بخابم ینی خابتومیبینم؟ بعدش دعا کردم خوابتونبینم! میترسم منوببخش ولی واقعا میترسم میترسم بارهیجانی زیادی بهم واردشه توخواب ی بلایی سرم بیاد . دیروزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:22

من متاسفم! من متاسف سردرگم و گیج و مبهوت هستم. فکر میکنم کمی ترسیده ام شاید هم خیلی بیشترازکم! تا بحال شده است که ازخودتان بترسید؟ من به طرز عجیبی از خودم ترسیده ام. میخواهم تغییر کنم اولین قدم را همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا میرزاپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 11:22

صفحه بندی