چرا در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 3:15
چرا در این مطلب، جزئیات مربوط به «چرا» ارائه شده است. دنیارو دوس ندارم تلخه خیلی تلخه خدایا چرا من حال دلم خوب نیست؟ خدایا واقعا چی میتونه منوخوشحال کنه؟ چرا انقدرعصبیم؟ چرا انقدرمغرورم؟ چرا نمیتونم جواب محبتای ادمارو بدم؟ چرا خودخواهم ؟ چرا هیچ وقت نمیتونم یه جمله محبت امیزبه کسی بگم حتی مامانم؟ چر...
پشت پرده ۲۲ سالگی - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 3:15
۲۲ سالگی آنچه تاکنون درباره «۲۲ سالگی» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم. تصوری که از ۲۲ سالگیم داشتم این نبود قرار نبود چهره دختر ۲۲ ساله ای که به من اطلاق میشه انقدر خموده  وافسرده حال بشه نمیدونستم روحم که ۲۲ ساله بشه ده برابر ۲۲  سال عمرش توخودش فرورفته و مچاله شده نمیدونم این هزارمین باره...
چشمانم؛ روایت کامل - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 3:15
چشمانم گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «چشمانم». آدم هایی که به راحتی کنارتان گذاشتم مرا ببخشید! تقصیر خودم نبود من همیشه از به عقب برگشتن نفرت داشتم. هرچه که بود و هرچه که شد سرم را بالا گرفتم و راهم را ادامه دادم. هیچ وقت سرم را برنگرداندم. من راه رفتم طول زندگی را راه رفتم و هرچه که شد باز راه ر...
- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 21:00
به دیوار ایوان تکیه زده ام و پاهایم را دراز کرده ام. به ایوانمان نگاه میکنم. روبرویم یک دوچرخه زرشکی است با سربند سبز یا حسینی که به فرمانش بسته شده است. پشت دوچرخه لبه باغچه، دخترکی با لباس نارنجی پفکیه تور توری با کلاه نارنجی فرنگی دستانش را از پشت کشیده و مستقیم به چشم هایم زل زده است. با پسرک شل...
۲۲ سالگی - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:31
تصوری که از ۲۲ سالگیم داشتم این نبود قرار نبود چهره دختر ۲۲ ساله ای که به من اطلاق میشه انقدر خموده وافسرده حال بشه نمیدونستم روحم که ۲۲ ساله بشه ده برابر ۲۲ سال عمرش توخودش فرورفته و مچاله شده نمیدونم این هزارمین باره یا چندهزارمین باریه که به خود
چشمانم - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 21:31
آدم هایی که به راحتی کنارتان گذاشتم مرا ببخشید! تقصیر خودم نبود من همیشه از به عقب برگشتن نفرت داشتم. هرچه که بود و هرچه که شد سرم را بالا گرفتم و راهم را ادامه دادم. هیچ وقت سرم را برنگرداندم. من راه رفتم طول زندگی را راه رفتم و هرچه که شد باز راه ر
چرا - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 20:06
دنیارو دوس ندارم تلخه خیلی تلخه خدایا چرا من حال دلم خوب نیست؟ خدایا واقعا چی میتونه منوخوشحال کنه؟ چرا انقدرعصبیم؟ چرا انقدرمغرورم؟ چرا نمیتونم جواب محبتای ادمارو بدم؟ چرا خودخواهم ؟ چرا هیچ وقت نمیت
دانشگاه فرهنگیان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:12
اگه کسی سوالی دررابطه با دانشگاه, فرهنگیان, و انتخاب رشته داره پاسخگو هستم
تنهایی- عاقبت بخیری - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:12
احساس تنهایی, میکنم... خدایا کمکم کن!! نمیدونم این حس خطرناکه یا... گفت دعا کن عاقبت, بخیرشیم ازش خندیدم.. خواستم بگم مذهبی بودن عینه پیرمرداکردتت ولی خب ازهمون خندم خوشش نیومد ... خدایا به قول یه آدم خاصی واقعا عاقبت, بخیرمون کن! خدایا من خندیدم ولی تواجابتمون کن!!
من - تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 13:52
چ غروربیخودی! مگه دنیا چندروزه ک انقدر غروربخاد؟ چراوالیبالم خوب نیست؟ امروزرفتیم سالن نداشتن جلووایسم اعصابم خوردشدهرچی اصرارکردن جلونرفتم دیگه به غرورم برخورددلم واسه زری سوخت چقدرالتماسم کرد ومن چقدر سرسختی نشون دادم. چ اخلاق مزخرفی دارم من!
حسرت - تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 13:52
دلم نمیخاست هیچ وقت چنین حسیوتجربه کنم .فکرشو نمیکردم! خیلی سخته بخام قبول کنم ک این علاقه یه طرفه بوده باشه! ینی واقعا یه طرفه بود؟متاسفم!! امیدوارم چن ساله دیگه حسرتش تودلم نمونه!
امشب دلم برای دلم سوخت ! - تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 13:52
خدایا من متاسفم! حالا ک قضیه روشده عمررابطشون اندازه تمام مدتیه ک من نگاهم به اون بود و امیدم به یه حس دوطرفه خدایا چی بگم؟ به زودی عقدشونه ومن باید شرکت کنم . شاید اگه غرورمومیشکستم دربرابرش یا اون م
اینم از اخرش... - تاریخ: 1398/3/12 ساعت: 13:52
دیگه انگیزه ای واسه ازدواجواین مسائل ندارم. همیشه فک میکردم اخرش باروری تموم میشه ک میادوازعلاقش بهم میگه ولی آخرش امروزعصرتموم شد وقتی خاهرم لابه لای حرفاش با تلفن گفت مبارک باشه به شادی یه لحظه قلب
بگم تولدت مبارک؟ یا.. - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 11:22
محبوب دلم! دیشب از خودم بدم اومد داشتم فک میکردم اگه بخابم ینی خابتومیبینم؟ بعدش دعا کردم خوابتونبینم! میترسم منوببخش ولی واقعا میترسم میترسم بارهیجانی زیادی بهم واردشه توخواب ی بلایی سرم بیاد . دیروز
سردرگم - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 11:22
من متاسفم! من متاسف سردرگم و گیج و مبهوت هستم. فکر میکنم کمی ترسیده ام شاید هم خیلی بیشترازکم! تا بحال شده است که ازخودتان بترسید؟ من به طرز عجیبی از خودم ترسیده ام. میخواهم تغییر کنم اولین قدم را هم
ولنتاین - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 11:22
همه مهتاب بجویندبه تاریکی شب من به دنبال هلال رخ تو میگردم ! ولنتاین همه اهل ذوقا مبارک!
عصر جمعه - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 11:22
دلم گرفته! فردا بایدبرم سرکلاسام دیگه خونه نیستم. دلم واسه مامان تنگ میشه ،عذاب وجدان دارم ،این مدتی ک خونه بودم خیلی اذیتش کردم خیلیی ! خدایا منوببخش این چه اخلاقیه ک من دارم؟ خدایا مواظب مامانم باشیا !چرااذیتش میکنم ک وقتی میخام برم بااین حس مزخرف برم؟ ینی میشه ی روزی بیاد ک ازم راضی باشه؟ مادر من...
اون - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 11:22
داره میاد اینجا! بایدحس خاصی داشته باشم؟ چرا قبلا واسم خاص بود؟ قبلا ها فک میکردم خوشم میاد ازش ولی همینکه اومدخاستگاری دیگه حسم ازبین رفت . چون فکر میکردم به من فکر نمیکنه همش دوست داشتم بهم علاقه دا
سوم اسفند - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 11:22
امروز سوم اسفندههههه! تفلدممم مبارک ! چ حس خوبی گرفتم دیشب ازپیامایی ک بهم دادن. اخرپیامام جمله "تولدت مبارک رفیقو"نوشته بودن. خوشحالم ک دوستامودوست دارم واونام دوستم دارن حتی اگه مدت ها نباشیم پیش هم، تولدمویادشون نمی ره خوشحااالمممم!!!